باید بیشتر کار کنید

بعضی تصور میکنند که رئیس بودن فقط به پشت میز نشستن، و به این و آن دستور دادن است. ممکن است وقتی می بینند کسانی هستند که از حرف هایشان اطاعت می کنند و به آنها احترام می گذارند، احساس رضایت کنند .
متاسفانه، آنچه شما می بینید فقط یک درصد از زندگی آنها میباشد (در واقع ساعات فراغت آنهاست). مطمئناً رئیس بودن الزامات و خصوصیات خاصی می طلبد. یک رئیس هیچوقت تعطیلی ندارد و ۲۴ ساعت روز باید گوش به زنگ باشد. هیچ کس تا به حال با نشستن در رستورانها و دید زدن دخترها رئیس نشده است. برای رئیس شدن باید سخت تلاش کرد و همیشه هوشیار بود. نکاتی که در این مقاله پیش روی شما قرار داده ایم، به شما برای رسیدن به این هدف کمک می کند .
۱/ اگر احترام می خواهید، احترام بگذارید
یکی از اصلی ترین قانون های موجود در ریاست این است که افراد تنبل همیشه پس رفت می کنند. فقط افراد کمی هستند که خود را از این قانون جدا می کنند، اما اکثر مردم نمی توانند. به قدرت رسیدن از طریق کانال های مناسب آسان تر و قابل تحمل تر از کندن تونل به سمت بالا با دستان خودتان است، فقط به این دلیل که رئیس های قبلی به شما احترام گذاشته و از شما حمایت می کنند .
خاطرتان باشد که احترام گذاشتن به معنای بادمجان دور قاب چینی و چاپلوسی نیست. به این معنی است که باید در مقابل نیازهای سازمان و شرکت، مراقب و متوجه باشید. البته باید دقت داشته باشید که زیر دستان شما این مهربانی را با ضعف شما اشتباه نگیرند .
۲/ تصمیم غلط بهتر از بی تصمیمی است
تلاش برای به چنگ آوردن همه ی قدرت در یک زمان، نتایج متضادی در پی خواهد داشت . در بعضی موارد تصمیمات بزرگ در زندگی توام با شناخت و گه گاه افتخار خواهد بود. سزار نام خود را با عبور از رابیکون و ورود به روم نهاد. از طرف دیگر، برتوس نام خود را با خیانت به سزار نهاد. تفاوت بین این دو مرد به طور آشکاری در یک چیز است: پیروزی. اگر بروتوس دشمنان خود را پس از خیانت برکنار می کرد، می توانست تاریخ را به خواست خود رقم بزند، اما تصمیم او باعث رسوایی و بدنامی همیشگیش شد .
اگر درگیر یک تصمیم گیری هستید، ممکن است افراد کم طاقت دیگری این تصمیم را به جای شما بگیرند. شما به عنوان یک رئیس باید بتوانید زیردستانتان را آنقدر تحت جذبه خود نگاه دارید که به خود اجازه ی خیانت به شما را ندهند. اگر کسی به شما خیانت کرد، باید کاری کنید تا آن فرد را الگویی برای سایر کارمندان شرکت کنید. او را اخراج و یا از مقام خود عزل کنید .
۳/ با هوشیاری شر بدخواهان را از سر خود کم کنید
یک رئیس تاثیر گذار باید بتواند رقیبان و بدخواهان را از جلوی راه بردارد. در مسیر شما به عنوان یک رئیس ممکن است افراد به ظاهر مهربان، اما در باطن بدخواه زیادی باشد که بخواهند وارد مسیر شما شوند. هیچ چیز مثل کینه و طرز برخورد کار را خراب نمیکند. به عنوان یک رئیس باید بتوانید به هر طریق ممکن خود را آماده و برتر و بالاتر از همه نگاه دارید. یکی از راه هایی که میتوانید از طریق آن اجازه ندهید هیچ چیز و هیچ کس سد راه شما نشود این است که با همه به طور یکسان رفتار کنید، از مدیر عامل گرفته تا آبدارچی شرکت .
البته این به آن معنا نیست که باید مثل بعضی سیاست مداران یک نقاب پلاستیکی به صورت بزنید. اما اگر دیدید کسی قصد مزاحمت و بدخواهی دارد، بار اول نصیحتش کنید. اگر زیر بار نرفت، بار دوم فشار بیشتری بر او بیاورید، اما اگر باز سر عقل نیامد، بیرونش کنید. شما به عنوان یک رئیس باید بدانید که با مردم چطور رفتار کنید، چطور آنها را ترسانده و یا چطور خیلی مودبانه خردشان کنید .
۴/ از فرصت ها نهایت استفاده را ببرید
وقتی به قدرت رسیدید، تازه زمانی است که فشار را بر روی خود احساس می کنید . لحظاتی وجود دارد که یک نفر با یک ایده جالب و عالی، از فرصت استفاده کرده و پاورقی بر تاریخ زندگی کس دیگری می شود. در واقع، زندگی ترکیبی از تقاطع های بین آن افرادی است که انتخاب صحیح کردند و آنها که انتخابی غلط کردند . برای اینکه نامتان ماندگار شود، باید جزء آن افرادی باشید که گوش به زنگند و از فرصت ها بهترین استفاده را می برند. برای رئیس بودن باید از فرصت ها استفاده کنید و گرنه پشیمان خواهید شد .
۵/ از همه بیشتر کار کنید
بدون تلاش و کوشش فراوان هیچوقت رئیس نخواهید شد. برای اینکه سوپراستاری معروف هم بشوید باید حداقل ۲۰ سال تلاش کنید. اگر همیشه برای انجام کار بیشتر اشتیاق داشته و هدفمند باشید، ساعاتی که روی آن سرمایه گذاری کرده اید، فرصتی پیش روی شما قرار می دهند. و زمانیکه رئیس شدید، همه دوست دارند که جای شما باشند. همه به شما نگاه می کنند، پس بهتر است سرتان را بالا نگه دارید و باز به سعی و تلاشتان ادامه دهید، چون احترام خیلی زود ناپدید می شود .
خاطرتان باشد حتی زمانیکه به عنوان یک رئیس شناخته شدید، باز باید کوشش کنید چون در غیر اینصورت خیلی زود آن را از چنگتان در خواهند آورد .روی شخصیتتان کار کنید
می توانید از یک تلاشگر ۲۰ ساله به موفقیت یک شبه نائل شوید، فقط اگر برای آن تلاش کنید. اما برای این منظور نیازمند شخصیت هم هستید. برای خاطره انگیز کردن زندگی، تقلا و کشمکش نیز لازم است. یادتان باشد رئیس در وادی خطر زندگی میکند. چیزی که به شما کمک میکند بتوانید مقام و موقعیتتان را حفظ کنید این است که کارهایی را انجام دهید که دیگران از انجام آن واهمه دارند. این جرات و جسارت از شخصیتی جسور و باشهامت ناشی می شود .
هوشیار باشید و تلاشگر، و خیلی زود خواهید دید که نام شما نیز به تاریخ اضافه خواهد شد .
سنگ جاده
در روزگار قديم، پادشاهي سنگ بزرگي را كه در يك جاده اصلي قرار داد. سپس در گوشهاي قايم شد تا ببيند چه كسي آن را از جلوي مسير بر ميدارد. برخي از بازرگانان ثروتمند با كالسكههاي خود به كنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسياري از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند كه چرا دستور نداده جاده را باز كنند. امّا هيچيك از آنان كاري به سنگ نداشتند.
سپس يك مرد روستايي با بار سبزيجات به نزديك سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعي كرد كه سنگ را به كنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاي زياد بالاخره موفق شد. هنگامي كه سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد كيسهاي زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. كيسه را باز كرد پر از سكههاي طلا بود و يادداشتي از جانب شاه كه اين سكهها مال كسي است كه سنگ را از جاده كنار بزند. آن مرد روستايي چيزي را ميدانست كه بسياري از ما نميدانيم!
«هر مانعي، فرصتي است تا وضعيتمان را بهبود بخشيم.»
بيچاره من

اگر آرايشگر اشتباه كند،
يك مدل جديد به كار برده است.
*
*
اگر خياط اشتباه كند،
مد جديد دوخته است.
*
*
اگر راننده اشتباه كند،
تصادف است پيش ميآيد.
*
*
اگر پزشك اشتباه كند،
همه عمل ها موفق نيستند.
*
*
اگر مهندس اشتباه كند،
يك اقدام و ابتكار جديد به كار بسته است.
*
*
اگر دانشمند اشتباه كند،
يك اختراع جديد است.
*
*
اگر معلم اشتباه كند،
يك نظريه جديد را توضيح داده است.
*
*
اگر رئيسم اشتباه كند،
من اشتباه كردهام!
*
*
اگر من اشتباه كنم،
«اشتباه» كردهام!!

شخصي كه امروز زير سايه اي آرميده، مديون كسي است كه مدت ها قبل درختي كاشته.
بوفه، وارن
بنظر شما کارمند نمونه کیست ؟

آیا تا به حال شده از عکس العمل رئیستان در برابر بعضی از عملکردهایتان در شرکت متعجب شوید؟ آیا تا به حال شده که فکر کنید کار درستی انجام میدهید، اما رئیس از دستتان ناراحت و عصبانی شود؟ اختلاف در نظرات و اولویتها باعث به وجود آمدن دیدگاههای مختلف در مورد کارهایی که در اداره انجام میدهید میشود. از آنجا که این نظرات ناشی از شخصیتها و فرهنگهای کاملاً متفاوت است، هیچ قانون قطعی برای احتراز از این اختلافات وجود ندارد. برخی از این سوء تفاهمات بیش از بقیه اتفاق میافتند. اگر میخواهید رئیس کمتر از دستتان ناراحت و عصبانی شود، این مقاله میتواند کمک حال خوبی برایتان باشد. در اینجا قصد داریم نمونه اعمال و رفتارهایی را که به نظر خودتان ممکن است صحیح و مفید باشد، اما به نظر رئیس کاملاً اشتباه، برایتان معرفی کنیم.
● انجام خودسرانه پروژه ها
▪ دیدگاه شما:
استقلال و ابتکار عمل دارید.
▪ دیدگاه رئیستان:
غیر قابل کنترل هستید. شما تصور میکنید اگر ابتکارات و پیشنهاداتی که به نظر خودتان مفید و ارزشمند هستند را به مرحله اجرا درآورید، به نفع شرکت کار کرده اید، اما ممکن است این کار شما از نظر رئیستان اقدامی خودسرانه به نظر آید و تصور کند که شما فردی قدرت طلب هستید که میخواهد همه چیز را تحت کنترل خود دربیاورد. خاطرتان باشد که حتی اگر کار شما به نفع شرکت باشد، اما ممکن است رئیس اولویتها و نظرات دیگری در سر داشته باشد. پس قبل از اینکه زمان زیادی را صرف کار کردن روی پروژههای خودسرانه کنید، اطمینان حاصل کنید که نظر رئیستان با شما یکی است.
● احتراز از مواجهه و رویارویی
▪ دیدگاه شما:
برای حفظ هماهنگی گروه این کار را میکنید.
▪ دیدگاه رئیس:
فاقد ثبات قدم لازم برای گرفتن تصمیمات مهم هستید. یادتان باشد که گاهی اوقات لازم است به دیگران «نه» بگویید. باید راه و رسم مواجهه با دیگران را بلد باشید.
● انجام بحثهای طولانی بر سر مسائل پیش پا افتاده
▪ دیدگاه شما:
باریک بین هستید و به جزئیات اهمیت میدهید.
▪ دیدگاه رئیس:
ناسازگارید و هدف اصلی را فراموش کرده اید.
گاهی اوقات خودبینی و غرور در اداره نیز به سراغتان میآید و لازم میبینید که حرفها و عقایدتان را به همه ثابت کنید-حتی اگر موردی جزئی و پیش پا افتاده باشد- چون تصور میکنید که حق با شماست. اما زمانیکه میخواهید از این فرصت برای اثبات ارزش خودتان استفاده میکنید، ممکن است رئیس نظر دیگری درموردتان پیدا کند. در واقع، ممکن است رئیس تصور کند که شما فردی کله شق و خود رای هستید و قادر نیستید بحثی معقول و سودمند با کسی داشته باشید. حواستان باشد که وقتی مسائل مهمتری برای بحث و بررسی وجود دارد، نباید جلسات کاری را به مشاجره درمورد مسائل جزئی بگذرانید.
● گوشهگیری هنگام استراحت
▪ دیدگاه شما:
زندگی شخصیتان را از زندگی شغلیتان جدا کردهاید.
▪ دیدگاه رئیس:
اجتماعی و جمع گرا نیستید. افراد بسیاری را میشناسم که دوست دارند زمان فراغتشان را، چه زمان ناهار باشد یا جمعهای دوستان، به تنهایی بگذرانند و سرگرم کار خود باشند. با اینکه شما تصور میکنید رفتارهای اجتماعی شما سود و زیانی برای شرکت ندارد، نظر رئیس ممکن است با شما فرق داشته باشد. در برخی موارد، رئیس ممکن است این گوشه گیری و انزوای شما را فقدان توانایی لازم برای ایجاد رابطه با دیگران تلقی کند. در سایر موارد، ممکن است او فکر کند میخواهید استقلال خودتان را نشان دهید. اما حواستان باشد که افراط نکنید. باید بتوانید بین انزوا و جمع طلبی خود تعادل برقرار کنید.
● کمالگرا بودن
▪ دیدگاه شما:
شما میخواهید همه کارها را به نحو احسن انجام دهید.
▪ دیدگاه رئیس:
وقتتان را صرف رسیدگی به جزئیات میکنید. خاطرتان باشد که افراط در این مورد نیز بیجاست. بااینکه انجام برخی از کارها فقط مناسب حال کمالگرایان است، اما در بیشتر موارد از شما توقع میرود که هر کار را بهاندازه لازم انجام دهید و وقتی به حد کفایت به اتمام رسید، دست از آن بردارید. نباید وقتتان را هدر دهید. آخرین جزئیات همیشه بیشترین وقت را میبرد، پس وقتتان را برای کارهای بزرگتر و مهمتر نگه دارید.
● اقدام به حل خودسرانه مشکلات
▪ دیدگاه شما:
آنقدر احساس استقلال میکنید که بدون ایجاد مزاحمت برای رئیس مشکلات را برطرف کنید.
▪ دیدگاه رئیس:
شما اولویتها را تشخیص نمیدهید و اطلاعات را پنهان میکنید. تصور کنید در محل کار مشکلی رخ داده است. شما چه میکنید؟ مستقیماً نزد رئیس میروید یا سعی میکنید خودتان آن را رفع کنید؟ خاطرتان باشد که شما برحسب مناسب بودن واکنشتان مورد قضاوت قرار میگیرید. و رابطه تان با رئیس بر اطمینان و اعتماد او بر شما تاثیر بسیار زیادی دارد. گرچه ممکن است تصور کنید که با رفع و رجوع انفرادی مشکلات، کاردانی و کفایت خودتان را نشان میدهید، اما اگر وقتی اوضاع غیر قابل کنترل شود، ممکن است تصور کند که شما فاقد قدرت مدیریتی لازم برای تشخیص اهمیت و جدیت امور و مشکلات هستید. اگر نمیتوانید سریعاً مشکل را از میان بردارید، حداقل نقشهای برای حل طولانی مدت آن در نظر گیرید و رئیس را هم از این طرح باخبر کنید.
● روابط اجتماعی حین ساعات کاری
▪ دیدگاه شما:
علاقه تان را به همکارانتان بروز میدهید.
▪ دیدگاه رئیس:
وقت اضافه زیادی دارید و کارتان را با جدیت انجام نمیدهید. اگر بقیه کارمندان چهارچشمی مشغول انجام کارهایشان هستند، شما هم باید همین کار را بکنید. رئیستان مطمئناً خوشش نمیآید که یک نفر مدام بین بقیه کارمندان بچرخد و آنها را به حرف بگیرد. رئیس ممکن است تصور کند که شما با این کار میخواهید از زیر کار شانه خالی کنید و وظائفتان را به درستی انجام ندهید.
● برخورد با اختلاف نظرها
با کم کردن خصوصیتی که ممکن است از دیدگاه دیگران اشتباهاً برداشت شود ، میتوانید کارمند با ارزش تری باشید. از دیگران بخواهید که با مشاهده چنین رفتارهایی به شما گوشزد کنند تا سریعتر بتوانید این خصوصیات را در خود از بین ببرید و سریعتر پیشرفت کنید.
۱۷ اصل کار تیمی(آرزوی هر ایرانی که متاسفانه در کشور ما به گوهر کمیابی بدل شده )
اصل 1: سازگار و انعطاف پذیرند
اصل 2: هم دست و هم داستانند
اصل 3: تعهدپذیرند
اصل 4: ارتباط برقرار می کنند
اصل 5: لایق و باکفایت هستند
اصل 6: قابل اعتماد هستند
اصل 7: انضباط دارند
اصل 8: یاران، تیم را بالا می کشند
اصل 9: مشتاقند
اصل 10: قصدی و هدفی دارند
اصل 11: احساس رسالت می کنند
اصل 12: آماده اند
اصل 13: با یاران تیم می جوشند
اصل 14: در پی ارتقای خویشند
اصل 15: ازخود گذشته اند
اصل 16: مشکل گشایند
اصل 17: پی گیر و نستوه اند
اگه نباشه چي ميشه!

می خواستم بپرسم کلاسهای مدیریت عصبانیت چطور پیش میره؟
رئيس هفته گذشته مرد.

مردي به رئيسش تلفن مي زند اما همسر رئيس گوشي را بر مي دارد.
همسر رئيس مي گويد: «متأسفم، او هفته گذشته فوت كرد.»
روز بعد مرد دوباره به رئيس زنگ مي زند و همسر رئيس پاسخ مي دهد: «به شما گفتم، او هفته گذشته فوت كرده است.»
باز هم روز بعد، مرد به رئيس زنگ مي زند و مي خواهد كه با رئيس صحبت كند.
همسر رئيس عصباني مي شود و فرياد مي زند: «قبلاً دو بار به شما گفتم، شوهرم، رئيس تو، هفته گذشته مرد. چرا دوباره تماس مي گيري؟»
مرد پاسخ مي دهد: «من فقط دوست دارم پاسخ پرسشم را بشنوم...»

نيوتن :
شايد مانند كودكي باشيم كه در كنار دريا با
سنگ ريزه ها و صدفهاي زيبا بازي مي كند
اما غافل از آنيم كه دريايي بس بزرگ و
اقيانوسي بيكران در مقابل ديدگانمان وجود
دارد كه در اعماق آن اسرار عظيم و
شگفت انگيز نهفته است
«ماهاتما گاندی» میگوید: هفت چیز انسان را از پای در می آورد و هلاک می سازد:
«سیاست بدون شرف»،
«لذت بدون وجدان»،
«پول بدون کار»،
«شناخت بدون ارزش ها»،
«تجارت بدون اخلاق»،
«دانش بدون انسانیت»،
«عبادت بدون فداکاری.»



لینک مطلب